آرتين آرتين ، تا این لحظه: 13 سال و 2 ماه و 2 روز سن داره

آرتين مامان

بدون عنوان

1393/4/25 14:59
نویسنده : هاني
206 بازدید
اشتراک گذاری

پسري قند عسلي ، شما توي تير ماه شدي شش دندوني يعني 4 تا بالا دو تا پايين عين خودمم دندون خرگوشي هستيخندونکعزيز دلم بازيگوش شدي در حد تيم ملي لحظه اي آروم و قرار نداري ،ديگه تو خونه چيزي از دست شما ووروجك در امان نيست تعجبدستتو به همه چي مي گيري و يا علي مدد بلند مي شي ، ديشب چند ثانيه بدون اين كه دستت و جايي بگيري ايستادي و بعد محكم با پشت افتادي زمين، ديشب خيلي شيك رفتي جلوي در كابينت ايستادي و عینکدر كابينت و باز مي كردي توش و نگاه مي كردي بعد محكم در و مي بستي ، به به ديگه كابينتام از دست شما موش كوچولو در امان نيستن،وقتي ماشين لباسشويي و روشن مي ري مي شيني جلوش و بادست مي زني به شيشه و جيغ مي زني ، در يخچال كه باز مي شه گوله مي كني بري توش ، كنترل تلويزيون خونه ما و ماماني اينا ديگه دور انداختني شدهغمگینتلفن خونه ماماني ديگه صداش در نمي ياد گمونم در اثر ضربه محكم شما ضربه مغزي شدهچشمکكشوهاي ميز تلويزيون و با چسب محكم كرديم، با هرچي دم دستت بياد مي ري سراغ شيشه ميز تلويزون و مي كوبي بهش، گریهعاشق نون قندي شدي 10 درصد و شما مي خوري 90 درصد و كف خونه، نه، ديگه خونه ما تميز بمون نيستتعجبهمه جا جاي دستاي يه موش كوچولو، رو زمين تيكه هاي هويج و خيار و نون قندي خطاياد گرفتي سر شيشتو مي ذاري محكم زمين و شير از توش فواره مي كنه بيرون و تو خوشت مي ياد و البته مورچه ها هم جديدا خونه مارو خيلي دوست دارن چون همه جا نوچه نوچه،سبزديشب خوابوندمت رفتم تا با بابايي يه چايي بخوريم ديدم بابا دويد تو اتاق خواب و شروع كرد به پيس پيس كردن اومدم ديدي چشات بستس اما نشستي تعجباوج داستان اون جاست كه نصفه شب با چشم بسته از تخت مي گيري و بلند مي شي اخه اين چه كاريه ادم مي ترسه وروجك

شیطاندوستت دارم، عاشقه وقتي ام كه بابا بغلت مي كنه و من دنبالتون مي كنم و تو غش غش مي خندي، عاشق خنده هاتم، شيطونيات، وقتي يواشكي سيم برق و مي گيري، وقتي مثل گربه مي ري زير مبل، وقتي ................خدايا شكرت هزار هزار هزار مرتبه شكر  آرتين قشنگ ترين نعمتي بود تو زندگي كه بهم دادي ، پسرم و مي سپارم به دستاي مهربونت ، تو پناه خودت حفظش كن

پسندها (1)

نظرات (0)