سيسموني آرتين
عزيز دلم ، نيمه شعبان كه مي شد 15 تير من و بابايي و خاله و مامان سيما وسايلي و كه زحمت كشيده بودن و برات خريده بودن و توي اتاقت چيديم، اتفاق جالب بستن تختت بود بابا احمد و خاله راحله كلي فسفر سوزوندن تا موفق شدن تخت و سرهم كنن
بعدشم كلي به خودشون افتخار كردن، مامان سيما و بابا رضا تك تك وسايلتو با عشق برات خريدن عزيزم ، هرچي برات مي خريدن كلي ذوق مي كردن، راستي اولين لباستو اسفند 91 وقتي هنوز معلوم نبود شما دختري يا پسر برات خريديم بابا احمد و خاله راحله توي يه مغازه تو هفت حوض اصرار كردن يه كت مردونه كوچولوي خيلي بامزرو برات بخريم،خاله راحله گفت اگه شما دختر بودي كت و تو اتاق خودش اويزون مي كنه
اينم چند تا از عكس از اتاقت




مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


سيسموني آرتين 

